این دراما داستانی از عشق خالص و زیبا در سه بامدادی را به تصویر میکشد؛ با چیزی که به دل من شباهت دارد و حس میکند که تنها نیستم. مینوو با جدایی از معشوق قدیمیاش، جائهون، با دوستی نزدیک که همان تجربه را داشته است، گُفتوگوی صمیمانه و مستیزدهای درباره عشق دارد. او همچنین میفهمد که رابطه مینوو و جائهون با رابطه مینوو و سوآ مشابهتهایی دارد. مینوو و جائهون همچنان به روابط گذشتهشان اشتیاق دارند. سوآ که از مینوو جدا شده است، زندگی عادی روزمره خود را با دوست نزدیکش هیجا ادامه میدهد. سپس با ورود یِری که به هیجا علاقهمند شده است، رابطه آنها به سمت بدی میگراید.