خط داستانی
عشق، اشتیاق، ترس، درد، خون. همه با رنگ شدیدترین نمادها، قرمز، نمایان میشوند زیرا کسانی که با اشتیاق زندگی میکنند در پسزمینهای قرمز زندگی میکنند. در سال ۱۹۶۷، یک سرباز از شاخهٔ یونانی قبرس را ترک میکند و عشق نوجوانیاش را برای همیشه از دست میدهد. چهل و یک سال بعد، میفهمد که خیلی بیشتر از آن را کنار گذاشته است. زنی که در یک ازدواج مرده گرفتار است، اما در همان زمان درگیر عشق پرشور و ممنوعی است. عشقی محکوم که دو برادر را به درگیری کشندهای میکشاند. وقتی یک پای به اشتیاق گام میگذارد، پای دیگر قطعاً در اشتباه است. اما تنها مردگان از اشتیاق و خطا در اماناند. زندهها محکوم به تجربهٔ اوج سعادتِ عشقی که با تولد میآید، اما درد عمیقی را که از عشقی که میمیرد یا، بدتر از آن، عشقی که برای همیشه ممنوع و بیثمر است، به جا میگذارد، تجربه خواهند کرد. شادی و اشک، عشق و درد، همگی بر پسزمینهای قرمز نقاشی شدهاند!