داستانی درباره میل، گمراهی، عشق، پشیمانی و گردهمآیی. زندگی هریم و فهد از پسزمینههای گوناگون اما گرایشهای معمول به طمع برای پول و لذتهای رایج را نشان میدهد. هریم توسط عمهاش بزرگ شده که با خانوادهای متمول ازدواج کرده است. محبت شرطی عمه و عمو باعث خودمحوری و بیادبی او میشود و او خود را از خویشاوندانش متمایز میبیند. عمویش شبیر صاحب ثروتش را به هریم منتقل میکند اما پیش از نگارش وصیتش در حادثهای میمیرد.