خط داستانی
(حسن)، پیمانکار ساده، زندگی شادی با همسرش (امینا) و دخترش (لیلا) دارد. او در کارش موفق میشود، به پیمانکار ثروتمندی تبدیل میشود و با (مراد) بیگ آشنا میشود و آنها یک شرکت راهاندازی میکنند. (نیما)، خواهر بازیگوش (مراد)، سعی میکند (حسن) را به دام بیندازد... او در دامش میافتد و موفق میشود تا اقدامات مشکوک برادرش (مراد) را پنهان کند. حسن همسرش (امینا) را ترک میکند و از او طلاق میگیرد. دخترش، لیلا، و نامزدش، عزیز، سعی میکنند نیما و مراد را افشا کنند و خانواده را دوباره به هم برسانند.