خط داستانی
رونوین بیپول با پسری که توسط مردانی که پدرش را در برابر چشمانش کشت تعقیب میشود روبهرو میشود و با احساس بدهکاری به کودک، او را به روستای خود میبرد. در آنجا رونوین به طور اکراه در شورش تهوعآور روستائیان ترسناک علیه حاکم ستمگر خود درگیر میشود. میفونه در اوج است