خط داستانی
ماریوس، شوهری موفق اما ناراضی، و برادرش یوویتاس، یک شکستخوردهٔ بیکفایت که همسرش نامدا تحقیرش میکند (که اتفاقاً معشوقهٔ دیرینهٔ ماریوس نیز هست)، نقشه میکشند تا بارداری نامدا توسط ماریوس را در شام کریسمس اعتراف کنند. نقشهٔ آنها وقتی نقش بر آب میشود که پدرشان کازیمیراس، با اعلام طلاق خودش پس از پنجاه سال زندگی، همه را شوکه میکند، زیرا میترسد همسرش آلما به او خیانت کرده باشد.