اولاس فردی حیلهگر است که برای پول حاضر به هر کاری است. روزی یک کشیش را فریب میدهد و یک وصلت NRI را که قرار بوده به یک فرد شناختهشده در روستایش برسد، به نفع خود تغییر میدهد. او همه چیز را مدیریت میکند و در نهایت با لایا ازدواج میکند. نقطه اوج داستان زمانی است که اولاس متوجه میشود دختر NRI که با او ازدواج کرده، الکلی کامل است. باقی داستان حول این محور است که سونیل چگونه همدار مشکلدارش را به مسیر درست بازمیگرداند.