خط داستانی
جرمکار کوچک فریدای نخست اوهارس را از خودکشی ناراحت می کند و هر دو با هم راهی نروژ می شوند. اوهرستا احساس می کند زندگی ارزش زیستن ندارد زیرا محاسبه کرده که هرگز عاشق نمیشود و بنابراین باقی عمر خود را تنها سپری می کند. این دو به سفری به سوی هم می روند و در جستجوی اراده برای زندگی میگردند.