خط داستانی
روز گرمایی، کارگر موقتی به نام ناوکو ظهر را برای دیدن مادرش مرخصی میگیرد. در راه میفهمد برادر کوچکترش در تصادفی است و به پول فوری نیاز دارد. به پارک میرسد و با جعبهٔ پولی در کنار مردی که روی نیمکتی نشسته است روبهرو میشود...
روز گرمایی، کارگر موقتی به نام ناوکو ظهر را برای دیدن مادرش مرخصی میگیرد. در راه میفهمد برادر کوچکترش در تصادفی است و به پول فوری نیاز دارد. به پارک میرسد و با جعبهٔ پولی در کنار مردی که روی نیمکتی نشسته است روبهرو میشود...