خط داستانی
یادت هست؟ تابستان گذشته، ایلینوی با یک سری قتلهای عجیب و غریب مواجه بود. در هر صحنه جرم، پلیس یک طرح از یک خانه پیدا کرد که مشخص شد محل قتل بعدی است. اما کارآگاهان نتوانستند خانهها را به موقع شناسایی کنند و قتلها ادامه یافت و هر بار خشنتر شد تا اینکه کسی طرح آخر را به عنوان مزرعه قدیمی ویلسون در مونرو شناسایی کرد. در آغاز داستان، یک پلیس زن به نام کراولی توسط یک مقام نامشخص مورد مصاحبه قرار میگیرد. او سعی میکند به یاد بیاورد که در مزرعه ویلسون چه اتفاقی افتاده است. او توضیح میدهد که در آن منطقه گشتزنی میکرد و به سرعت به آنجا رفت تا بفهمد صاحب خانه چه میداند و او را خارج کند. اما در عوض... چه اتفاقی افتاد... ای کاش میتوانست به یاد بیاورد...