خط داستانی
وجود همانگونه تنهایی در مکزیکو سیتی که به طور بیاختیار از میان بدنها عبور میکند آغاز میشود و وجودش از طریق بدنهای مردان و زنان به سفر میافتد. بیحوصلگی و ناامیدی او با عشق به لیوِسا و نیاز به بودن با او روبه رو میشود. او با رویا به ارتباط آن عشق از طریق چهرهها و بدنهای متفاوت میپرد تا شاید با او باشد هرچند که وضعیتش را دارد