خط داستانی
یک شب سرد کینجی روی دوچرخه در جنگل ها در حال فرار از زندگی خود است وقتی زن جادوگری را در جنگل می بیند طلسم او آغاز بی خوابی است برای اجرای طلسم باید عروسکی را به درخت میخکوب کرد اگر جادوگر دیده شود باید شاهد را بکشد تا طلسم کامل شود در حالی که از شهر بی شب فرار می کند هیچ کس به او کمک نمی کند و به مرور همه دنبال او می افتند کینجی برای عشقش با بیماری درونش می جنگد