خط داستانی
یک اپراتور خدمات اضطراری در اتاق کنترل آتش با آغاز شیفت شب طولانی مواجه است وقتی تماس از مادری جوان و ناامید را پاسخ میدهد. یکساعت پیش، جِما مقابل تلویزیون به خواب رفته بود و اکنون متوجه میشود اتاق پر از دود است. پسر سه سالهٔ او در اتاق خواب بالا گرفتار شده است. شعلهها شروع کردهاند از پلهها پایین بیایند و جِما برای رسیدن به او باید از آنها عبور کند. راهنمایی اپراتور تنها چیزی است که جِما برای بقا به آن تکیه میکند.