خط داستانی
زندگی سِلیا، دختر یازدهساله، در خانه با افسردگی بالغانه مادرش میگنجد. وقتی هیچکس حاضر به تحقق رویاهایش برای دیدن رم نیست، او فرار میکند تا به این رویا برسد. در قطار با دختری روما به نام امینا آشنا میشود و راهی میشود تا در خیابانهای رم به اردوگاه کولیها بپردازد.