خط داستانی
گلادیس، زنی در پنجاه سالگی، در حاشیه جامعه زندگی میکند، بدون خانه، بدون کارت بیمه سلامت، بدون بانک. هیچ چیزی برای او مهم نیست، حتی رابطه جنسی، الکل یا رقص، که او با شوق و شیدایی انجام میدهد. یک صبح، او به طور تصادفی با اوژنی، دوستی از دوران دبیرستان، ملاقات میکند. اوژنی سعی میکند به او کمک کند، هرچند که گلادیس نمیخواهد.