خط داستانی
ایریس یازده ساله فهمیده است که پدر جداافتاده اش آریس برای شرکت در مراسم خاکسپاری پدرش به شهر بازگشته است. مصمم برای شناختن او به دنبال او به بندرگاه متروکه ای می رود جایی که او در آن زندگی می کرد. آنچه با اصرار برای ارتباط دوباره آغاز می شود، به پیوندی شکننده بدل می شود.