خط داستانی
پس از بیدار شدن از خواب، به نظر میرسد که رویا باشد که در آن خواسته است نام خود را تغییر دهد، قهرمان نه تنها حافظهاش را از دست میدهد بلکه هویت او نیز گم میشود. هرگز با موجودی که جوهره او را از او گرفته سازگار نمیشود، تنها راهی که آرامش بیابد پناه بردن به طبیعت است؛ موجودی جاودانه و متعالی که در آن میتوان خاستگاه و جوهر حقیقی جهان را یافت و شناخت. داستان از دست رفتن نام با حضور تومورالِ نفسِ خویشتن، منی که همه چیز را میخواهد، که باید آنجا باشد، که باید به یاد بیاورد، در برابر مینشیند.