خط داستانی
سوفی، تنها ۱۱ ساله، یک روز عزاداری را به سفری از کشف و ارتباط تبدیل میکند. در مراسم خاکسپاری مادرش، روح خیالپرداز سوفی او را از مراسم سنتی عزاداری دور میکند و به سمت یک جشن تولد ناگهانی برای دوستی جدید میبرد که او نیز با غم خود دست و پنجه نرم میکند. درخشش، تفنگهای اسباببازی و دوستیهای زودگذر به هم میخورند و زیبایی عجیب و نامنظم ارتباط را ایجاد میکنند. اقدامات سوفی هنجارهای غمانگیز بزرگترها را به چالش میکشد و داستانی از تابآوری را روایت میکند، نشان میدهد که چگونه بازی بیگناه کودکان میتواند درد را به درمان تبدیل کند و دوستیها و معانی غیرمنتظرهای ایجاد کند.