خط داستانی
کاپیتان یک کشتی خارجی هانس، یک ملوان بیمار بدون مدارک را در یکی از جزایر دریای مدیترانه رها میکند. سیلوانا، یک ماهیگیر، او را پیدا کرده و به خانهاش میبرد. هانس بهبود مییابد و پس از دوستی با پسر او، شروع به رفتن به دریا برای ماهیگیری میکند. پس از یک بیماری جدی، ملوان گذشتهاش را فراموش کرده و همه فکر میکردند او آلمانی است. او در خانه سیلوانا خوشحال بود. اما یک روز، وقتی بیمار شد، هانس در هذیان خود به زبان روسی فریاد زد. پس از بهبودی، سیلوانا نتوانست او را از بازگشت به وطنش بازدارد...