خط داستانی
پس از شکست در خودکشی و مدت اقامت در بیمارستان روانی، رافائل پدر جوان تصمیم می گیرد «پیچ گمشده» خود را بسازد. در شش ماه آینده با کمک یک دوست مجسمه ساز، او به دقت مجسمه ای ده قدی از پیچ می سازد و این فرایند را با یک دوربین ویدئویی پیدا شده ثبت می کند. رافائل از بیمارستان روانی خارج می شود تا ببیند آیا هنر و خلاقیت می توانند به او در بقا در دنیای بیرون کمک کنند. با هیچ پولی و تنها با نقشه مبهمی، او از خانواده اش خداحافظی می کند و سفری حماسی و غم انگیز و اغلب خنده دار را به دور دنیا آغاز می کند. او با پیچ به اردوگاه تمرکز داشو، قبر ون گو، موزه گوگنهایم و رودخانه گنگ در هند سفر می کند. در این مسیر مشتریان، عاشقان و دوستان را می یابد - اما پسر او احساس ترک شده می کند. آیا رافائل می تواند خود را، هنر و خانواده اش را دوباره اختراع کند؟