خط داستانی
نغمههای پاییزی داستان زندگی روزمره در یک مزرعه استعماری در آغاز جنگ آزادی الجزائر و روابط فردی و گروهی در این زمینه را روایت میکند. رابطهای عاشقانه، حتی غیرقابل تصور و خطرناک، میان کاترین دختر مستعمره و عبدالمالك پسر آهنگر شکل میگیرد. کاترین با مدیریت املاک وسیع خود به شیوهٔ فئودالی، تنها هدفش ثروتطلبی شخصی است که به ضرر جامعه است. همه از قدرت او میترسند جز دخترش کاترین که در فرانسه تحصیل میکند و در تعطیلات به خانه بازمیگردد. او بیتردید از او میخواهد که به ایدههای عدالتش در برابر سنت و روالهای استعماری بپردازد. عاشقانهٔ کاترین و عبدالمالك روابط را بیش از پیش دشوار میکند، اما فریادی برای آزادی از عشق یک زن قویتر است.