کامیلا، زنی که در تلاش برای تعادل بخشیدن به زندگی شخصی و حرفهای خود است، در یک رستوران در حومه ریو دو ژانیرو کار میکند. روزی یک زن مسن به آنجا میآید و با او وارد گفتگو میشود. همین که گفتگو شدت میگیرد، ناگهان برق قطع میشود و رستوران را در تاریکی فرو میبرد. با وجود تنش اولیه، آنها کمکم در همصحبتی یکدیگر آرامش مییابند.