خط داستانی
این صبح روز بعد از روز ولنتاین است. سوله در خانهاش دستگیر میشود و به سوء استفاده جنسی از تئودورو، عروسک خرسیاش، متهم میشود. گراسیلا، دستیار و دوستش، کسی است که او را گزارش کرده است. کارآگاهان جاستی و روکه باید بفهمند که شب گذشته در خانه سوله چه اتفاقی افتاده و کدام یک از آنها مجرم واقعی است، زیرا گراسیلا نیز به عنوان مظنون در این جرم مطرح میشود. اما تحقیقات به طور فزایندهای پیچیده میشود و رفت و آمد هر یک از متهمان ادامه دارد.