خط داستانی
هلِن دختر نوجوانی غیر سنتی است که با والدینش رابطهای پرتنش دارد. بیشتر زمان خود را با دوستش کُرینا میگذراند و با او هر بار یک تابوی اجتماعی را میشکند؛ او از طریق رابطه جنسی به عنوان وسیلهای برای عصیان و شکستن اخلاق بورژوایی سنتی استفاده میکند. پس از حادثهای مایوخی با تراشیدن موهای خود، هلِن به بیمارستان میرود و به زودی کارش را میسازد و موج ایجاد میکند.在那里 او رابین، پرستار مردی را مییابد که قلبش را به لرزه میاندازد...