خط داستانی
پیترو یک پسر چوپان سیزده ساله است که در دهه شصت در کاپادوکیه، یک روستای دورافتاده در کوههای آبراتزو زندگی میکند، جایی که زندگی همانند همیشه با همان ریتمها ادامه دارد. دایی او به ونزوئلا مهاجرت کرده و به او قول داده که مدارک لازم برای مهاجرت او را ارسال کند. در این میان، پیترو میخواهد زبان انگلیسی یاد بگیرد و پدربزرگش که میخواهد به او در تحقق رویایش کمک کند، در روزنامه میبیند که چگونه پیترو میتواند حتی بدون معلم یک زبان خارجی را یاد بگیرد. اما همه ساکنان کشور به آینده اینگونه باز نیستند...