خط داستانی
نوئمی، مادری تنها و جوان است که در یک آژانس شرط بندی کار می کند. وقتی ساعات کارش کاهش می یابد و دست و پایش بسته می شود، مجبور می شود مقداری پول دزدی کند که برای صندوق بودجه بوده است. او نمی داند که در معرض کشف توسط کوین، همکار که علاقه شدیدی به او نشان می دهد، است. پس از شیفت کاری، خود کوین با او روبه رو می شود و لحظه ای آرام و بی دردسر را با او به اشتراک می گذارد. روز بعد، به دفتر کارفرما فراخوانده می شود؛ برای اینکه شغلش را از دست ندهد، به کوین می گوید که از شکایت خود صرف نظر کند.