خط داستانی
شکری ابو الفضل وکیل بانک سرمایه گذاری است. او با دوستش يوسف العزاوی نقشهٔ غارت پول بانک را میچینند. يوسف به مصر میآید و با مدیر بانک جلال سلیمان دیدار میکند و به عنوان سرمایهگذار با وقار مطرح میشود. يوسف با جذابیت و ثروت خود Lubna منشی جلال را تحت تأثیر قرار میدهد که به محیط فقیر خود اعتراض دارد.