خط داستانی
در گُلوریا، فرپمنت با همنشینیِ نگرانیهای قرن نوزدهم با اشکال معاصر از طریق ترکیب آثاری از سینمای اولیه با نمایش تصویریِ متنی، دو پایهٔ رسمی را با هم در ارتباط میگذارد. این دو جزء (فیلم و متون) به طور متقابل به زنندی از قرن نوزدهم که مادربزرگ مادری فرپمنت و همچنین نسل بیستمی او، نوهٔ فیلمساز، پیوند میخورند. در تلاش برای بازتولید دوبارهٔ رابطهشان، گُلوریا باطناً و گاه به صورت کمیک و لمسپذیر از مرگ، حافظه و قدرت تصویر، موسیقی و متن برای بازسازی گذشته میشود.