خط داستانی
کاناتا و خواهر کوچکش سامیرا سال های زیادی از والدین جدا زندگی کرده اند. کاناتا به مدرسه جدید عادت نمی کند و تعطیلات تابستانی را برای کمک به مادرش در ادارهٔ خوراکی می گذراند. مادرش به او پیشنهاد می دهد برای یادگاری تابستان به خانهٔ مادربزرگ برود و کاناتا به countryside می رود. در آنجا کاناتا از شور و نشاط سامیرا خسته می شود اما سفری به جست وجوی جِه لامپ که در تابستان نباید ظاهر شود او را از پشت دیوارش بیرون می کشاند و نوجوان تنها را به دنیای خودش باز می گرداند.