خط داستانی
تاتیانا کلارک، موسیقیدان قابلاحترام، برای کنسرتی با دخترش آنا آماده میشود. رابطه پُرنشاز آنها و سکوت تاتیانا نسبت به مادر مشهورش، باروندا ماریای کلارک، تنشی ایجاد میکند. به نظر میرسد این سه زن بااستعداد در چرخهای نفرینشده از موسیقی و انزوا گرفتارند. موضوعهای خانواده، تنهایی، تعهد و مفهوم رازآمیز فورگو چارچوب داستان آنها را تشکیل میدهد و به وجود پیوستگی اجتنابناپذیر زندگیهایشان اشاره میکند.