خط داستانی
عروسی در حال برگزاری است و همکلاسیها در سالن مدرسه تمرین میکنند تا اینکه ناگهان دختر ژانگ گویشیان سِپر میشود. Chen Guixian بدون توضیح به نامزدش Lao Huo تصمیم میگیرد قسمتی از کبد خودش را اهدا کند. اما آزمایشها نشان میدهد که او به دلیل سالها رانندگی و استرس کبد چرب شدیدی دارد. پرستاری میگوید با ورزش قابل revers است. Chen تمرین شدید را آغاز میکند تا به عنوان اهداکننده واجد شرایط شود. در همین حال Lao Huo به طور پنهانی برای آزمایش سازگاری میرود و وانمود میکند شوهر اوست. مرگ یک بیمار جوان در تخت کناری اراده شکن Chen را تزلزل میاندازد و ترس از جراحی او را در برمیگیرد.