خط داستانی
کارلا بیست ساله است. او بدون پدر و با مادری غایب بزرگ شده است. دنیای مهمانی ها و دوستان و نوسانات عاطفی اش با بازگشت ناگهانی مادرش به بوینس آیریس اشغال میشود. همزیستی اجباری رابطه ای را روشن میکند که گاهی خندهدار است، میان مادري که میخواهد همچون نوجوانی زندگی کند و دختری که میخواهد رشد کند.