خط داستانی
فرانچسکا که با کابوس های ترسناک دست به گریبان است در حالی که با گریه از خواب برمی خیزد پد بزرگش افسانه سکویان خوابیده را توضیح میدهد — ارواح انسانهای ستم دیده در زندگی که در رویاها بر زندهها مسلط می شوند. به علاوه شهر ساکن فرانچسکا با قاتل سریالی دیوانه ای ترسانده میشود. وقتی فرانچسکا احساس واقعیت را از دست میدهد درمی یابد که افسانه سکویان خوابیده شاید بیش از یک افسانه باشد.