خط داستانی
دکتر گوش و حلق و بینی آرنی فیشر که دوست دارد همه را راضی نگه دارد؛ دوست و همکارش گرگور کاملاً متفاوت است هدف از بین بردن دفتر کار است برای گسترش مرکز تهای وزیک برای این کار باید آپارتمان همسایه را داشته باشند اما در ماتیلدا زندگی میکند جایی که آرنی خجالتی است و عاشق ماتیلدا است گرگور با روشهای گاه ناخوشایند سعی میکند تا از مستأجر ناخوشایند خلاصی یابد که منجر به فاجعهای کامل میشود