خط داستانی
رویِتی در خانه با دوست پسرش زندگی می کند. تنشی که مدت ها آن ها را از هم دور کرده است گفتگو کهنه ای به نظر می رسد. وقتی در حال شستشوی دندان در حمام است، سایه ای عجیب از درون زه کشی با او رو به رو می شود: یک انگشت زنده که در لوله ها ساکن شده است. این انگشت تنها وقتی روی رو می آورد که رویی تنهاست. دوست پسرش که اکنون چیزی جز تحقیر برای او ندارد، منبع حمایتی نیست. با وجود مقاومت در برابر تهاجم این موجود عجیب، او تمام تلاشش را می کند تا این جنون را پایان دهد. اما آیا چیزها آن قدر واقعی اند که تصور می کنیم؟