خط داستانی
میس مالینی حداقل یک شخصیت جاودانه به نام «سامپات» خلق کرده است. زندگی برای مالینی، یک زن جوان فقیر با پدری بیمار، یک مبارزه مداوم است. او به طور reluctant پیشنهاد دوست بازیگرش سونداری را برای رفتن به صحنه میپذیرد و به گروه تئاتر او، کلا ماندیرام، میپیوندد. موفقیت به او لبخند میزند و او به زودی به یک نماد برای مردم تبدیل میشود. سامپات، یک کلاهبردار باهوش، با مالینی دوست میشود و کنترل زندگی او را به دست میگیرد. او او را متقاعد میکند که شرکت تئاتر خود را راهاندازی کند. مالینی که در دستان او مانند یک عروسک است، ارتباطاتش را با کسانی که در گذشته به او کمک کردهاند، مانند سونداری، قطع میکند. به زودی او در بدهی میافتد و دوباره به پایین نردبان برمیگردد. سامپات او را رها میکند. سونداری و دیگران به کمک او میآیند و مالینی به کلا ماندیرام برمیگردد و زندگی جدیدی را آغاز میکند، غمگینتر اما قطعاً باهوشتر!