خط داستانی
آخرین چیزی که مریدیت نیاز داشت این بود که در شب کریسمس برفی سفر Uber را با اسکروج، وکیلی مغرور، شریک شود. بدتر از آن این بود که او برای دریافت هدیه اخراج به دادگاه میرفت. اگرچه شاید امروز آنقدرها هم بد نباشد. او و اسکروج جذاب در حین پیشروی در طوفان شروع به ارتباط کردند. به زودی سفرشان به پایان نزدیک میشد. اما آیا آنها دوباره یکدیگر را خواهند دید؟ بر اساس داستان کوتاه «اسکروج جذاب» از وی کی لند و پنلوپ وارد.