خط داستانی
"رویای در باغ" صحنهای از "پاولین گل" اثر تانگ شیانزو، نمایشنامهنویس دوران مینگ است. دو لینیان به شدت تحت تأثیر اخلاقیات فئودالی بود. یک روز، او به همراه خدمتکارش چنشیانگ به باغ پشتی رفت تا از بهار لذت ببرد بدون اینکه به والدین و معلمش بگوید. عطر گلها و جیکجیک پرندگان او را غمگین کرد. پس از اینکه خسته شد، به اتاقش برگشت تا استراحت کند. در خوابش، او در باغ با دانشجویی به نام لیو منگمی ملاقات کرد و بسیاری از خدایان گل به عنوان واسطه برای آنها آمدند. مادر دو لینیان به تخت آمد تا دخترش را بیدار کند. وقتی دید که دخترش گیج به نظر میرسد، به او گفت که در آینده کمتر به باغ پشتی برود. اگرچه دو لینیان موافقت کرد، اما هنوز به خوابش obsessed بود و به زودی دچار افسردگی شد.