خط داستانی
رُویس هیگن از دریا بازمیگردد تا مزرعهای به وسعت هزار و دویست جریب را در یکی از آخرین دشتهای وحشی میانه فلوریدا تصرف کند. دوست خانوادگی قدیمی بوکر تی رابرتسن خوشآمد میگوید اما هشدار میدهد که زیاد به حلقهٔ خانوادگی نزدیک نشود. رویس با تویلا، بزرگترین دختر آن خانواده، عاشق میشود و از راز عجیب حفره در دیوار و مردمان سحرآمیز ساکن آنجا پرده برمیدارد.