خط داستانی
یک ستوان جوان که در حال بازدید از عمویش است، به درخواست او برای جمع آوری بدهی از یک مستأجر میرود. او میخواهد ازدواج کند و عمویش اگر بدهیها را جمعآوری کند، به او پولی برای عروسی قرض میدهد. زن پول را آماده میکند، اما وقتی ستوان جوان صورتحسابها را امضا کرده و به او میدهد، او پول را به او نمیدهد. پس از بازگشت، ستوان همه چیز را به عمویش میگوید، که سپس خود به جمعآوری بدهیها میرود...