خط داستانی
ژنرال با فرزندخواندهاش پولینا و مادرش به بادن-بادن میآید تا جایگاه اجتماعی و فرار را بیابد. به طور مخفی با تاجر فرانسوی و زیبایی دنبال ثروت قمار میروند. الکسیج کلاس درس پولینا با گذشتهٔ قمار خود دستوپنجه نرم میکند و در عین حال به او دل میبازد. وقتی مادربزرگ ثروتمند میمیرد، مشکلات مالی خانواده از بین میرود و الکسیج را آزاد میکند تا با پولینا ازدواج کند. اما در یک دوره پیروزی ناگهانی همه چیز را از دست میدهد و loyalties را بر هم میزند و واقعیتهای جهان را نشان میدهد: عشق، پول و شانس.