خط داستانی
پس از گذراندن یک سال در مرکز نوجوانان برای ضرب و شتم پدر همسرش، تاد تربل به زادگاهش برمیگردد و تصمیم میگیرد دوستش میشیِل را که به دلیل باورهای خانوادگی spiritual از هر گونه مراقبت پزشکی بیدریغ رنج میبرد، نجات دهد یا به عهد بیخشونتی خود پایبند بماند و کارها را به دست خود بگیرد.