خط داستانی
قصهای به سبک «رمایو و جولیئت» دربارهٔ عشقهای ممنوعه در سُتههای قزاقستان. ایسرشا، دختر قبیلهٔ آدای، بلافاصله به ژمَال از قبیلهٔ همسایه عاشق میشود. خوشی عاشقان تنها برای یک شب دوام میآورد. با سپیدهٔ صبح، قبیلهٔ ژمهال آنها را در کنار هم مییابد. در مسیر انتقام قبیلهای، ژمهال تحت شکنجه قرار میگیرد و ایسرشا حافظهٔ خود را از دست میدهد.