خط داستانی
ولادیمیر دراکولا سوم، خویشاوند دراکولا اصلی، روزهای بهتری را دیده است. او کچل است، پوست آبی دارد، صحبت کردن برایش دشوار است، و سه زنیشای خون آشام را در زیرزمین کثیف و پوشیده از پارچههای آبی نگه میدارد. وقتی یک قاتل خونآشام زنانه جذاب با حمله به مردم، دو مامور اف بی آی را متهم به پشتوانهدار بودن ولاد میکند، او یک وکیل میگیرد و برای نخستین بار عاشق میشود؛ اما او بار خود را دارد و باید آقای تونی، پسری که قصد آزار و زور داشتن ولاد را دارد، از معادله خارج کند تا سعادتش را ثابت و تونی را از بین ببرد.