خط داستانی
مینیاتوری تا حدودی تصویری و گاه کمی سورئال درباره دانشجوئی است که به دلیل بحران مالی کارمند استخر در استخر روباز در ناحیه نوکولن برلین می شود. فرار از صاحبخانه ناخوشایند و معشوقه اش پاتریﺶا، او به زودی در استخرها زندگی می کند و با ناپدید شدن شناگران و بسته شدن استخرها برای زمستان محیط را به پناهگاهی بی نهایت دلنشین از تمدن و فشار اجتماعی تبدیل می کند و به واقعیت فاصله می گیرد