خط داستانی
رسپ با همسرش زهرا و فرزندانش در خانه پدرش زندگی میکند و در شهر ساحلی هتلی نیز اداره میکند. آیşe از شهر به استان میآید و با سلما خانم در Istanbul مدرسه میبیند. پس از اتمام تحصیل به شهر بازمیگردد اما خانوادهاش اجازه تحصیل دانشگاه به او نمیدهند. سلما خانم به شهر میآید تا خانواده آیşe را متقاعد کند و در هتل رسپ اقامت میکند. آیşe هم در انتظار نتیجههای دانشگاه با سلما خانم وقت میگذراند. سلما به مدت کوتاهی به استان بازمیگردد. چند روز بعد نتیجههای امتحان آیşe میرسد و پدرش آن را پاره میکند. در این هنگام آیşe از خانه فرار میکند و به هتل رسپ میآید. اما رسیدن آیşe به هتل زندگی هر دو او و زهرا را تغییر میدهد.