خط داستانی
در عمق روسیه شهری به نام مارکس وجود دارد (به نام کارل مارکس، بنیانگذار نظریه کمونیسم) که همه مردم در کارخانه اسباببازی کار میکنند و دستمزد خود را به صورت اسباببازی دریافت میکنند. اخبار از شهرهای دیگر به ندرت به اینجا میرسد. یک صبح، بوریس، یک بوکسور سابق که از چیزی فرار میکند، در قطار بیدار میشود و چهار حرف MAR_S را میبیند. از همان ابتدا با افراد جدیدی مانند گرگوری، جوانی با رویایی که عاشق کتابدار محلی، گرِتا، است، ملاقات میکند. رویای گرِتا فرار از این شهر فراموششده است. با هر قدم جدید، او با افراد جدیدی آشنا میشود، اما فرار از گذشته دشوار است.