خط داستانی
این فیلم زندگی یحیی تعمیددهنده را به تصویر میکشد. زکریا پدر پسری میشود و نام او را یحیی میگذارد. در همین حال، مریم که تحت حمایت زکریا است، عیسی را به دنیا میآورد. مردم فکر میکنند که زکریا پدر فرزند مریم است و به خاطر آن او را میکشند. به دلیل ترس از خشونت مردم، همسر زکریا، الیزابت، مجبور میشود با پسرشان یحیی از شهر فرار کند. اما وقتی یحیی بزرگ میشود، به مردم بازمیگردد تا کلام خدا را منتشر کند. (ملتم ایشلر سوئندی)