خط داستانی
روزنامهنگار سارا به همراه ویکتور ترسو و همسر باردار تهایس، مربیان ایوان و اگداریو و کودک محلی در سنگال برای کاوش زیرآبی به سفر میروند. هنگامی که سازشان در اثر شلیک اشتباه منفجر میشود، برای مدتی در آب شناور میمانند تا کشتی را ببینند. آرامش ابتداییشان به ترس تبدیل میشود وقتی مردی را میبینند که از آن کشتی به آب میریزد؛ اما کشتی تنها گزینه گروه است. مخفی شدن روی عرشه موجب گسستگی اتفاقها به شکل ترسناکی میشود.