خط داستانی
کلودیا و جورج راتر، زوجی متاهل، همه چیزهایی را دارند که مردم در سی و حدوداً سی سالگی آرزو می کنند: خودرویی، خانه ییلاقی برای تعطیلات آخر هفته و پسرشان اولیور. اما رضایت آنها تبدیل به خوشبختی نمی شود بلکه به گودالی درونی بدل می شود: کلودیا و جورج چیزی برای گفتن به یکدیگر ندارند و فقط کنار هم زندگی می کنند. روزی آنها یک سارق ده ساله را در خانه تعطیلات نیمه تمام شان کشف می کنند.